پس از دیدار ارگ بم همگی مصمم شدیم برای دیدار دوست مسیر برنامه ریزی شده ی خود را تغییر دهیم و به سوی قلعه گنج رهسپار گردیم. بنابر این پس از ترک شهر بم به سمت جنوب تغییر مسیر دادیم.این مسیر از منطقه ی ییلاقی جبالبارز می گذشت و به علت اختلاف ارتفاع هوای بسیار خنکی داشت و چشم انداز های زیبای آن هر بیننده ای را به خود جلب می نمود.

جاده از میان طبیعتی می گذشت که هنوز از «فر نوبهار» کاملا بهره مند نشده بود.اما با این وجود نشانه های بهار هم کم نبود. در گوشه کنار بوته های گل را می دیدی که با شکوفه های زیبایشان ؛ پیا آور بهار بودند.

در ژرفای دره ها که می نگریستیم هنوز خیمه های لشکر بهار همه جا بر پا نبود.

اما پس از طی بیش از صد کیلومتر از بم ، به جیرفت رسیدیم.در میدان ورودی شهر ، شهرداری جیرفت نقشه ی زیبایی از شهر را به گردشگران و مسافران هدیه می داد. 

نقشه ای بسیار زیبا و در عین حال دقیق. همین که نقشه را باز کردم ، نخلستان ها و هلیل رود چشم انداز زیبایی از شهر در خیال من پدید آورد. 

هلیل رود و بیشتر نخلستان ها در شمال و شرق جیرفت دیده می شدند. هلیل رود در نقشه ای که در دست داشتیم پرآب بود و خروشان!اما واقعیت هلیل رود ما را شگفت زده کرد!

نخلستان ها را آن سوی بستر خشک هلیل رود می دیدیم. استوار و سبز.درختچه ای در این سمت رودخانه ؛ بهشت آن سوی را با حسرت می نگریست! گویی تنها او بود که بهار را می سرود در میان انبوهی بوته های خشک پیرامون خود.

آب های این رودخانه کجاست؟ انتظار داشتیم حداقل در بهار جریان آب را در هلیل رود ببینیم و ترنم جریان آن را بشنویم.پس از طی بیش از 40 کیلومتر  به سمت شمال غربی خارج از جیرفت ، پاسخ پرسش بالا پدیدار گردید: سد جیرفت

آبی که از سد جاری می شد آن اندازه نبود که به جیرفت برسد.دریاچه ای عظیم در پشت سد با همان رنگ رودخانه ی نقشه ی در دست ما !

چون مقصد و مقصود ما ، قلعه گنج بود ، بنابراین پس از توقفی کوتاه به جیرفت باز گشتیم و مسیر قلعه گنج را که از کهنوج می گذشت پی گرفتیم.