تخریب فضاهای اصیل مشهد

خانه کوزه کنانی- منبع ایسنا
خانه ها ، کوچه ها ، خیابان ها و محله های اصیل مشهد در حال دگردیسی شگفت انگیزی است. همه چیز به قولی دارد "امروزی" می شود. این فضاها دیگر کلنگی تلقی می شوند و می بایست کوبیده شوند و هتل و پاساژ و ... ساخته شود و آن فضاها را برای همیشه نابود سازند. روزگاری ،آن خانه ها ، آن کوچه ها ، آن خیابان ها و محله ها امتداد همان کانون درخشان رضوی بودند : حرم امام رضا(ع). اما اکنون این فضاهای بیگانه پیرامونی هستند که فرمان صادر می کنند و از گسترش انوار حرم رضوی ممانعت می کنند.خانه ها و خیابان ها و مغازه ها و هتل ها دیگر سنخیتی با کانون خود ندارند.این عدم سنخیت در شهرک یا خیابانی آن سوی مشهد نیست بلکه در چند قدمی حرم رضوی با ترکیب بی قواره ی خود نمایان هستند. سازندگان این بناها هیچ حرمتی برای فضاهای اصیل مشهد قائل نیستند چون اصلاً ارزش و اهمیت این فضاها را درک نمی کنند و نمی دانند بنیان زندگی معنوی هریک از ما حاصل تجربه هایی منحصر به فرد در این فضاها ست. نمی دانند که چقدر این فضاها ارتباط ما را با خدا و نیز امام (ع) فراهم می کنند و گرنه چه نیازی بود این همه زائر از گوشه و کنار ایران به این فضا یا فضاهای مقدس بیایند. مشهد بدون آن فضای رضوی و نیز فضاهای تابان از آن کانون هیچگاه مشهد نبوده و نخواهد بود. دخل و تصرف در عناصر سازای آن فضا ها بدون درک و توجه به این که تجربه ها و حال و هوای زیارت ما جملگی به این عناصر و فضاها وابسته است ؛ بیش از پیش ناآگاهی ما را آشکار می کند. اعتقادات ، باورها و حتی ایمان هر یک از ما بدون وجود چنین فضاهایی اساساً معنای اصیل خود را از دست می دهد.
این بناها که عناصر سازنده ی آن فضاهای اصیل هستند صرفاً ارزش تاریخی ندارند. حفظ این بناها و حتی کوچه و خیابان ها ، برای آن نیست که صرفاً موزه ای از اشیاء مرده فراهم کنیم و در برابر دیگران بر آنها ببالیم. تخریب این بناها و به عبارت بهتر فضاها ، تخریب تاریخ نیست بلکه تخریب آن زندگی اصیلی است که رو به بهشت است رو به "مینو" ست. آن زندگی که فاصله ی چندانی با "مینو" نداشت و صدای بالهای فرشتگان بسیار دور از دسترس نبود. این فضاها ، فضاهای حضور امام(ع) بود. اکنون که چنین فضاهایی کمیاب اند و زیستنی عاریتی و غیر اصیل ، زندگی را برای ما بی معنا کرده است و " فی کل واد یهیمون" هستیم ، چرا تیشه به ریشه ی درخت زندگی خود می زنیم؟

سرای عزیز الله اف- منبع ایسنا
امروز وقتی در روزنامه خراسان خواندم که کلنگ تخریب را بر سر دو بنای تاریخی مشهد ، خانه کوزه کنانی و سرای عزیزالله اف بالا برده اند ، بر خود لرزیدم نه برای سنگ و چوب ِآن دو بنا بلکه برای آن فضاهایی که آن دو بنا سالها حفظ کرده اند و هر بیننده ی صاحب بصیرتی را به آن زندگی رهنمون می شوند که تجلی " مینو " بود.چند سال پیش در سیر و سفرم به " نوغان " به چشم خود دیدم که چگونه چنان بی محابا ریشه و تبار مشهد الرضا (ع) را مثله کرده اند. در نوغان یکم که زادگاهم بود دیدن چند خانه که با تمام کوچکی شان هنوز فضای بهشت را در چشمم زنده می کردند و هنوز دست دیو زمانه ی ما آن را خراب نکرده بود ، حقیقتاً برایم مغتنم بود. اما نشانه ها همه به تخریب قریب الوقوع اشارت داشتند!
ایران به قول ایرانشناس آمریکایی ریچارد نلسون فرای ، سرزمین آفتاب درخشان ، آب روان و آثار باستان است. فرهنگ وطن ما به طرز شگفتی در برابر جریان های نیرومند اسطوره ای زمانه ی خود سخت ایستاده است. سنتز شگرف تاریخ ما حاصل چنین برخوردی است. این تاریخ را عنصری جاودانی و مینوی حفظ کرده و ساختار فرهنگ ما را پدید آورده است. این فرهنگ از جغرافیای طبیعی ما جدا نیست. مینو ، طبیعت ، فرهنگ عناصری جدانشدنی اند. نگارنده فهم جغرافیای طبیعی ایران زمین را بدون التفات به آن عناصر ممکن نمی داند.علاوه بر این که مطالعه و گشت و گذار در این طبیعت بدون این نگرش مینوی تفریح اصیلی نخواهد بود.