شهر انار در حدود 130 کیلومتری در جنوب شرقی یزد واقع است. قدمت این شهر به قبل از اسلام می رسد. گویا نخست ابان نامیده می شده سپس به انار تغییر نام داده است. دوم فروردین ماه 91 پیش از ظهر وارد شهر انار شدیم و یکراست پرسان پرسان قلعه ی آن را جویا شدیم. 

وقتی تابلوی سازمان میراث فرهنگی را دیدیم بسیار خوشحال شدیم که این قلعه مورد توجه این سازمان است و در آینده بازسازی خواهد شد.

قلعه بر روی تپه ای در میان شهر واقع است به طوری که می توان شهر را از زوایای مختلف آن نگریست. و تنها بنایی که در این چشم انداز بیشتر جلوه می کرد مسجد جامع شهر بود با گنبد و مناره های فیروزه ای خود گویی فاصله ای با آسمان ندارد. در این دریای ژرف کاشی های آبی آسمانی گوهر های ناسفته ی بسیاری هست که باید در ناخودآگاه خود آنها را بجوییم و بیابیم. 

داخل قلعه کاملا ویرانه است و هنوز بازسازی نشده . تنها چیزی که هویت قلعه را نشان می دهد همان دیوارهای سترگ و کنگره های آن و برج هایی است که از گذشته های دور باقی مانده اند.

قلعه در میان ساختمان های نوساز شهر که کاملا معماری متفاوتی با آن دارد احاطه شده است به طوری که می توان تنها با دیدن ، فاصله ی زمانی قلعه را با بناهای جدید تخمین زد! قلعه متروک و ناشناخته به نظر می رسد به طوری که جز چند بنا ی مرمت کار کسی دیگر را در آنجا نیافتیم! این قلعه هنوز مورد کاوش دقیق باستان شناسی قرار نگرفته و اطلاعات موثقی درباره ی آن تا کنون منتشر نشده است.روبری ضلعی از قلعه وسایلی برای بازی و ورزش ساخته بودند که تا حدودی ابهت قلعه را به سخره گرفته بود!؟

هنگامی که به یکی از برج های سالم آن از پایین می نگریستم زیبایی نقش های دورتادور آن و نیز ابهت و شکوه آن؛ مرا شاید برای لحظه ای به افق های دور تاریخ برد اما فقط لحظه ای و بس!